بعله. متشکریم از دوستانی که فرزند زمان خویشتن اند و یادشان نمیرود یاداوری کنند که نباید گفت نباید بود و زشت است و بد است و قباحت داره والا. هرچه میگذرد بیشتر پی میبرم به عظمت و درک عمیق آن دخترک مصری که منتظر نماند تا این جامعه ی محدود و محدودیت پرست ـ در طول زمانی که خدا میداند چقدر طول بکشد ـ کم کم شروع کند به فکر کردن و احترام گذاشتن به آزادی های انسانی. حرکتی که او کرد (و خیلی ها طبق معمول گفتند قباحت داره والا دختره ی جنده خجالت نمیکشه) ایجاد یک شوک در ذهن به خواب رفته و راکد جامعه ای متعصب بود که به حکم همان تعصبات خاصش ٬ طبیعی بود که چنین واکنشی نشان بدهد. البته من همه ی دوستانم را دوست دارم و نمیخواهم از من آزرده شوند. به همین دلیل مدتی ست که کمتر اینجا را به روز میکنم و وبلاگی را با آدرسی نامعلوم اختصاص داده ام به حرفهای بی محابایی که نزدیک تر است به ذهن خودم. و آن تصویر مودب ادیب را در آنجا میشکنم و زندگی ام را میکنم به دور از حرف مردم. بــعـــــله
یه جمله هست که رضارضوی همیشه میگفت و میتونه دلیل نوشتن من تو این وبلاگ باشه: «احتمال نرسیدن پیام ، اهمیت ارسال آن را کم نمیکند» بازدید این وبلاگ میانگین هفته ای سی چهل تا بیشتر نیست. ولی من مینویسم اینجا که بمونه. که شاید یه روزی یه جایی توسط یه کسی خونده بشه. در همین راستا «ربنا با صدای میثم آزاد» رو که ماه رمضون تو خونه ضبط کردم میذارم اینجا. با امید روزی که تاریخ کنسرتمو از همین جا اعلام کنم (میخندی؟)
پ ن: در حدی نیستم خودمو بخوام با استاد شجریان مقایسه کنم. این فقط یه تمرین و تست صدا بود. میدونی چی میگم که؟
غنچه های داودی پاییز امسال
من اما به هیچ وجه
ـ تو بازم دوروغ گفتی؟
سفر خوبه . اما خوبه که توی تعطیلات رسمی نباشه که از دماغت دربیاد. خوبه که نگران برگشتن و کار و اداره نباشه آدم . خوبه که یه جاهایی بری که همه نمیرن . خوبه که یه ماشین ِ برو داشته باشی با یه دوربین خوب واسه گشتن ِ کل ایران . بعدشم جاهای دیگه ی دنیا رو شروع کنی . خوبه که دغدغه ی غذا و جای خواب و هزینه رو نداشته باشی.
سفر خوبه . اما خوبش .
باید بنویسم
درباره ی دوریِ تو که عذابم می دهد می نویسم:
دوری
و صدایت را نمی شنوم
کمی نزدیک تر شو
به میکروفون
پ ن: موهای لخت داشتنم عجب مصیبتیه ها!

